اولین کسی که تونست ویرانه های شوش را بشناسد خاخام کلیمی به نام بنجامین بن جناح بود که در سال ۱۱۶۵ میلادی برای زیارت قبر حضرت دانیال (ع) به شوش آمده بود. او پس از بررسی های فراوان متوجه شد که تپه های باستانی شوش ویرانه های همان کاج شوشان (شوش) است که در کتاب تورات وصف شده است.
گنجینه های با ارزش شوش هزاران سال در آغوش بهترین امانتدار تاریخ یعنی خاک مدفون بودند تا اینکه شاهان بی لیاقت قاجار برای تامین مخارج عیاشی و سفر های پر خرج به فرنگ امتیاز حفاری از مناطق باستانی کشور را به بهای بسیار اندک به خارجی ها فروختند.بیگانگان هم سرخوش از این معامله پرسود شروع به غارت آثار باستانی ایران کردند.
در سال ۱۸۸۰ میلادی یک گروه از باستان شناسان فرانسوی به سرپرستی مارسل دیولافوا به سراغ خرابه های باستانی شوش رفتند و هنگام کاوش به کاخ آپادانای داریوش رسیدند. این باستان شناسان به اصطلاح متمدن غربی هر آنچه جدشان اسکندر نتوانسته بود نابود کند غارت کردند و با خود بردند. ستون ها و سرستون های سالم را با اره های مخصوص بریدند و صدها جعبه عظیم را پر از آجر های رنگی لعابدار کردند و هر آنچه توان حملش را نداشتند خرد و نابود کردند.
از خانم دیولافوا که همراه شوهرش به ایران آمده بود کتاب خاطراتی به نام سفرنامه مادام دیولافوا چاپ شده است.او در بخشی از کتابش نوشته است:((کشف مجسمه گاو (منظور سرستون کاج آپادانا شوش است) باعث خوشحالی شوهرم شده ولی در عین حال او را غمگین ساخته است.زیرا بدن گاو از سنگ مرمر است و وزنی حدود ۱۲ هزار کیلو دارد. ما هنوز وزن ستون آن را تخمین نزده ایم و نمی دانیم این قطعه ی سنگین را چگونه تا ساحل دریا ببریم. وقتی فهمیدم که چنین کاری ممکن نیست نتوانستم به خشم خود مسلط شوم . پتکی به دست گرفتم و به جان حیوان سنگی افتادم.ضرباتی وحشیانه به آن زدم و سرستون مثل میوه رسیده از هو شکافت.))
گرو غارتگر فرانسوی به سرعت همه آثار بی نظیر و ارزشمند کشورمان را دزدیند و با خود به فرانسه بردند و حال مجبوریم برای دیدن آثار تمدن اجدادیمان راه دور و درازی طی کنیم تا موزه لوور فرانسه!


