تبليغاتX
کوروش بزرگ
یکشنبه بیستم بهمن 1387

درآمد: خاستگاه ایرانیان کجاست؟ پرسشی است که نمی توان بدان پاسخی قطعی و متقن داد. مگر نه این است که گزاره های تاریخی ظنی اند و لاجرم مفید قطع و یقین نیستند. اخیراً گروهی از پژوهشگران در اصل مهاجرت آریایی ها نیز تشکیک نموده اند. اما آنچه در تاریخ مشهور است و گزاره ها و شواهد تاریخی بر آن گواهی می دهند، این است که اقوام آریایی ظاهراً از اواخر هزاره دوم تا اوایل هزاره نخست، در امتداد دو کرانه شرقی و غربی دریای مازندران و جنوب روسیه به صورت مهاجم و مهاجر در جستجوی چراگاه و سکونت گاه وارد فلات ایران شدند. از میان آریایی ها گروه پارسیان جنوب ایران را محل سکونت خود قرار دادند. گرچه پرشیا persia (پارس) پیشتر نامی بود که جنوب و بخشی از جنوب خاور ایران را در بر می گرفت، امّا یونانیان و رومیان نام این قسمت را به تمام امپراتوری ایران زمین دادند. بنا بر شواهد تاریخی و الواح یافته شده در شوش (پایتخت تمدن ایلامی)، پارس ها حدود 685 پیش از میلاد در سراسر سرزمین ایلام سکونت داشته اند. در آن زمان پارس بخشی از قلمرو ایلام به شمار می رفت. ایلام (کوهستان و کشور طلوع خورشید) بندر باستانی لیان (نام تاریخی بندر بوشهر) را در خود داشت که به معنای سرزمین آفتاب درخشان بود. پارس ها به رهبری هخامنش حکومت محلی خود را تشکیل دادند. «چیش پیش» فرزند و جانشین هخامنش پادشاهانشان که بعدها وارث ایالت پارس شد، قلمرو خود را بین دو فرزندش اریارمنه و کوروش اوّل تقسیم کرد. کمبوجیه اوّل فرزند کوروش اوّل با دختر استیاگس پادشاه مادی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج کوروش بزرگ بود که پس از برکنار کردن پادشاه ماد (استیاگس) با تصرف پاسارگاد در 555 پیش از میلاد سنگ بنای نخستین و بزرگترین امپراتوری را در تاریخ بنیان نهاد، امپراتوری بزرگ پارس. بوشهر: بوشهر که نام لیان تاریخ کهن و دیرپای این سرزمین را فرایاد ما می آورد از مراکز مهم تمدن ایلامی و سپس هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی به شمار می رفت و توانست در همه این ادوار، جایگاه تاریخی خود را حفظ کند. این دروازه بزرگ دریایی ایران به مناسبت موقعیت سیاسی ـ جغرافیایی ویژه و برجسته اش همواره مورد تاخت و تاز بیگانگان، همچنین محل تردد اقوام و ملل گوناگون بوده، بنابراین در طول تاریخ مرز واقعی تبادل فرهنگ های متنوّع انسانی بوده است. گوردختر: از آنجا که پیشینه گور دختر (در استان بوشهر) را به نیاکان و اسلاف کوروش می رسانند، این پرسش مطرح می شود آیا کوروش و جانشینان او در این سرزمین آثاری بر جای گذاشته اند؟ در پاسخ می توان به سه اثر مهم تاریخی اشاره کرد: 1ـ کاخ کوروش در یک کیلومتری جنوب غرب برازجان در محلی به نام چرخاب، در حوالی تپه باستانی «تُل مُر». 2ـ کاخ هخامنشیان در دشتستان (روستای جتوط) معروف به کاخ «سنگ سیاه». 3ـ کاخ هخامنشیان در دشتستان (روستای درودگاه) موسوم به «بردک سیاه». محل گور دختر در منطقه کوهستانی پشت پر (بزپر) قرار دارد، ناحیه ای که در حال حاضر جزو شهرستان دشتستان می باشد. این ناحیه در گذشته بخشی از بلوک دشتی بوده است. اگر به منابع قدیمی و معتبری همچون فارسنامه ناصری و آثار عجم، رجوع کنیم مخصوصاً نقشه ای را که مؤلّف آثار عجم مرحوم محمّد نصیر فرصت شیرازی تهیه و نگاشته است، بنگریم، مناطقی همچون بوشکان، طلحه، فاریاب، تنگ ارم، خون، کلمه، ده رود و خلاصه پشتکوه [بهارستان] را جزو بلوک دشتی می بینیم. وجود قلعه محمدخان دشتی در «دهرود علیا» مؤیدی بر این مطلب است. این جانب در وقف نامه های قدیمی و تاریخی که در اداره اوقاف و امور خیریه دشتستان موجود است نیز این مطلب را مشاهده نمودم. (مناطقی همچون طلحه، دهرود و فاریاب منتسب به دشتی بودند). به نظر می رسد تغییرات و تبدّلات مرزهای جغرافیایی در طول تاریخ امری طبیعی باشد، همان گونه که خورموج در گذشته ناحیه ای در بلوک دشتستان بوده و در فارسنامه ناصری آن را با نام «خورموج دشتستان» می خوانیم، که بعدها ضمیمه بلوک دشتی شد. به هر حال در منابع تاریخی دوره قاجار و پیش از آن دشتی و دشتستان دو بلوک مستقل و جدا از هم بوده اند، اما آنچه که مهم است، توجّه به این نکته است که دشتی و دشتستان هر دو پیکره ای واحد و یادگاری پر افتخار از همین سرزمینند. گور دختر در فهرست آثار تاریخی کازرون! در جزوه و بروشوری که از سوی اداره میراث فرهنگی کازرون (فارس) تهیه شده بود، بنای تاریخی گور دختر در فهرست آثار تاریخی کازرون قرار گرفته بود. ظاهراً علّت آن، نزدیکی این منطقه و بنای تاریخی، با شهر کازرون می باشد و گر نه در همان جزوه اشاره شده بود که بنای گور دختر در محدوده جغرافیایی استان بوشهر قرار دارد. بدبختانه گروهی از نویسندگان و مورخان ما نیز از دیرباز در لغزشی آشکار محل گور دختر را که در منطقه کوهستانی پشت پر (بزپر) استان بوشهر قرار دارد، به ناحیه ای دیگر منسوب کرده اند. دکتر باستانی پاریزی در کتاب خاتون هفت قلعه (ص 190) می نویسد: گور دختر در جنوب حسن آباد جره فارس است. همین نویسنده در کتاب کوروش کبیر (ذوالقرنین) (صص 141 ـ 142) محل گور دختر را در ناحیه سرمشهد فارس پنداشته است، که البته خطا و مسامحه یی است آشکار ـ و به هر حال ناشی از ناشناخت. نکات قابل ذکر درباره گور دختر: 1ـ بنای گور دختر در دشتی سرسبز و باریک قرار دارد که چارسوی آن را کوههای بلند و مرتفع در بر گرفته اند. آب و هوای آن در فصل زمستان سرد و در تابستان نسبتاً معتدل است. این بنا از یادگارهای دوره هخامنشی است که یک باستان شناس بلژیکی به نام «لویی واندنبرگ» در سال 1339 خورشیدی آن را کشف می کند. 2ـ واندنبرگ کاشف این بنا معتقد است که گور دختر قبر «چیش پیش» یا کوروش اول (جد کوروش کبیر) می باشد. بنای گور دختر بسیار به آرامگاه کوروش کبیر در پاسارگاد شباهت دارد. این آرامگاه در شکل و هیأت عیناً قبر کوروش کبیر است با یک تفاوت ناچیز از جهت مقیاس ابعاد. به تعبیری می توان آن را نسخه اول قبر کوروش نامید. قبری که در دوره های اسلامی به مقبره سلیمان، گور مادر سلیمان، مشهد مادر سلیمان و ... معروف بوده است. 3ـ برخی از نویسندگان این گونه می اندیشند که آرامگاه کوروش کبیر در پاسارگاد، تقلیدی از بنای گور دختر است. نگاه، دقت و جستجویی عمیق ما را به حقیقتی بزرگتر و فراتر از این نگرش، نزدیک می کند که این بناها هر دو نمادی از معبد ناهید و الهه آناهیتا (خدای آب و باران، فرشته حافظ رودخانه ها، آب ها و چشمه سارها) می باشند. محل بنای گور دختر را دخمه دو دختر هم می نامند که همان دایه دختر می باشد. ایرانیان قدیم، معابد خود را بیشتر در قله های کوههای بلند ساخته بودند و ستایش ایزدان در همین معابد انجام می شده است. معابدی که بیشتر آنان بر بلندیها و نقاط صعب العبور قرار داشته و از جنبه تقدس و عبادتی برخوردار بوده اند، ضمن آنکه این بناها با توجّه به موقعیت طبیعی دژهای دفاعی معتبری در برابر یورش دشمنان و قتل و غارتگری آنان بوده است. ستایش و یا پرستش ناهید [آناهیتا]، خدای آب و آبادانی و حاصل خیزی و تولید نیز معمولاً در همین معابد بزرگ که اغلب بر بلندی ها ساخته می شده، انجام می گرفته است. 4ـ درباره آناهیتا: شاید آن گونه که محققان و پژوهشگران درباره میترا mitra [میثرَ، مهر] ایزد روشنایی و پیمان، جنگ و پیروزی که دارنده دشت های فراخ و نگاهبان سرزمین های آریایی است ـ مطالعه کرده اند، به «اَرِدوی سورا اَناهیتا» Aredvi sura Anahita [اُوردوی سورا اناهیتا یا ردوی سورا اناهیتا] ـ که آب و برکت را نصیب دشتهای پهناور و گسترده پارس نموده ـ نپرداخته اند. پرستش و ستایش اناهیتا (اَناهید) یک جریان دینی بسیار کهن می باشد، که سال ها بعد در اندیشه دینی شاهان هخامنشی و سپس ساسانی نیز بخوبی خود را نمایان می سازد. «نیبرگ» معنای آناهیتا را «آبدار زورمند نیالوده» می داند. «آبان یشت» اوستا در ستایش فرشته آب، ناهید است و هم «آبان نیایش» در ستایش این فرشته است. واژه «اردویسور اناهیتا» که نام کامل ناهید است مرکب از جزء «ارد» به معنی بر آمدن و فزودن و بالیدن است. سور به معنی قوی و قادر ـ و در سانسکریت به معنی نام آور و دلیر است. اناهیتا مرکب از جزء «ا» (حرف نفی) و «آهیت» (چرکین و پلید) و روی هم به معنای پاک و بدون عیب و دور از پلیدی است. زیرا اَناهید، ایزد موکل و سرپرست آب ها و سرچشمه مینوی آب هاست. آبان نیایش که از آن سخن گفتیم، نیایشی است ویژه آب که در اوستا با نام های «آبزور نیایش» و «آبزور بُن» نیز خوانده شده است. روز دهم هر ماه که آبان نام دارد، «آبان نیایش» خوانده می شود. این نیایش در روز و معمولاً در کنار رودها و جویبارها و آب های روان خوانده می شود: می ستایم آب را که آفریده اهورامزداست. ستایش می کنم تو را، ای اَرِدویسور اَناهیتا، می ستایم تو را که نمایا نگاه همه ی آبهای پاک و درخشانی و نمازت می گزارم برای خشنودی اهورامزدا که آفریده اش هستی ... بپرستیم اهورامزدای فرهمند و روان اراده را، و بستاییم همه ی آب های پاک را که داده ی اهوراست و آن ایزد بزرگ را که آب های مزدا داده را زیر گام دارد و سرپرست است ... آناهیتا ایزد نگاهبان آب و فرشته انوثت و زیبایی ـ که یونانیان او را «آرتمیس آنائیتیس» خوانده و لقب الهه عصمت و عفّت یونانی را بدو داده بودند ـ را می توان با «ایشتَر» ربه النوع سومری، آفرودیت Aphrodite الهه یونانی [دیانا در روم] و الهه «کریرشه» در ایلام مقایسه و تطبیق نمود.در کتیبه های هخامنشی از زمان اردشیر دوم (404 ـ 358 ق . م .) به بعد آناهیتا اهمیت خاصی یافته و ستایش او را در این کتیبه ها می بینیم. «نیایش آناهیتا و میترا که او در معابد رسم کرد و نام آنها را در کتیبه ها در ردیف اهورامزدا قرار داد، از علاقه شخصی او به این دو ایزد حاکی بود: آناهیتا در معبد خویش در پاسارگاد جان او را از سوء قصد برادرش کوروش حفظ کرده بود و میترا این برادر را به خاطر پیمان شکنی سزا داده بود.» [روزگاران، دکتر عبدالحسین زرین کوب، ص 119].امّا روشن است که چنین آیین و عقیده ای نمی توانست به یکباره از سوی اردشیر دوم هخامنشی انتشار داده شود، مگر آنکه پیش از او زمینه رواج و انتشار این آیین (ستایش آناهیتا) فراهم آمده باشد. از همین روست که ما ستایش آناهیتا را یک جریان دینی بسیار کُهن می دانیم که گوشه هایی از آن در اوستا کُهن ترین نامه مقدّس ایران باستان بازتاب یافته است. اردشیر دوم در کتیبه همدان می گوید: «این اپدانه Apadana را به خواست اهورامزدا، آناهیتا [ناهید] و مثره mithra [مهر] ما (ساختیم)». همچنین در کتیبه شوش می گوید: «به خواست اهورامزدا، (آناهیتا) و مثره من این «اهورامزدا، آناهیتا و مثره مرا نگاهدارند». ستایش و پرستش «اَناهید» در زمان ساسانیان نیز اهمیت خاصی داشت. در آیین خانوادگی خاندان ساسانی که خود زمان های بس دراز دارای مناصب عالی دینی بودند ـ نیایش آناهیتا یک سنّت و رُکن اساسی بود. این اهمیت آنجا آشکار می گردد که بدانیم خاندان ساسانی و بانی این سلسله، خود از موبدان و خادمان معبد ایزد آناهیتا بوده اند. 5ـ دکتر سید جعفر حمیدی در کتاب استان زیبای بوشهر (صص 188 ـ 189) می نویسد: گوردختر یا گبر دختر یا دختر زردشتی یا به لهجه محلی گوردختر محلی است در روستای «پشت پر» یا «بزپر» در بیست و چهار کیلومتری «تنگ ارم» در پشتکوه دشتستان. کوشک اردشیر، تنگ خزانه و بسیاری مناطق باستانی در محدوده دشتستان قرار دارند. ساختمان گور اپدانه را ساختم.» دختر از سیزده تخته سنگ بزرگ و مجموعاً با سقف از بیست تخته سنگ عظیم درست شده که بر سطح یک پلکان چهار ردیف که یک ردیف آن به زیر خاک رفته قرار گرفته است. برای شناسایی این بنا حدس هایی زده شده از جمله این که این محل گور «ماندانا» مادر کوروش، «آتش سا» دختر کوروش یا چیش پش (675 ـ 640 ق . م) پدر کوروش است [چیش پیش پدر کوروش اوّل و جدّ کوروش کبیر می باشد]. همه این نظرات خارج از حدس و گمان نیست. امّا از این که این بنا یک بنای هخامنشی است هیچ شکی نیست. پرفسور واندنبرگ، باستان شناس بلژیکی در سال 1339 خورشیدی این بنا را در دشت «بسپر» یا «بزپر» شناسایی کرده و حدس زده است که آرامگاه اجداد کوروش می باشد. ممکن است این بنا یک معبد از جمله معبد آناهیتا بوده که طبق رسوم معمول یکی از بزرگان هخامنشی را در این معبد دفن کرده اند، زیرا دفن در معبد یا کنار آن، ـ چنان که امروز هم مسلمانان مردگان خود را در صورت امکان در صحن یا کنار مقبره امامان، امامزاده ها و زیارتگاه ها دفن می کنند ـ مرسوم بوده است. 6ـ امّا فضل تقدّم در بیان این نظریه با استاد باستانی پاریزی می باشد. ایشان در کتاب کوروش کبیر (ذوالقرنین) می نویسند: دو تا گور در فارس داریم که به هم شبیه هستند و از روی هم ساخته شده اند. یکی موسوم است به گوردختر که در جنوب حسن آباد جره فارس است [پیشتر خطای ایشان آشکار گشت، چه اینکه محل گوردختر در منطقه «پشت پر» استان بوشهر قرار دارد]. این محل را اول بار واندنبرگ کشف کرد. قبر دوم معروف است به قبر مادر سلیمان و همان جایی است که مجسّمه ذوالقرنین بالدار کوروش در آنجا بوده و همه آنجا را قبر کوروش می دانند. اعتقاد من این است که این جا، خود یکی دیگر از معابد ناهید بوده، به دلیل اینکه آن را مشهد ام النبی نیز گفته اند و «مادام دیولافوا» می نویسد: مردها نبایستی به احترام مادر سلیمان در مقبره داخل شوند، مثل مقبره بی بی شهربانو. عقیده من این است که چون کوروش به آناهیتا احترام زیاد داشته و شاید هم اصلاً ناهید پرست بوده، وصیت کرده که جسد او را به پارس بیاورند و در معبد آناهیتا به خاک بسپارند و داریوش این مأموریت را سال ها بعد از قتل کوروش انجام داده است. (رک به کوروش کبیر (ذالقرنین)، صص 116 ـ 120). 7ـ دکتر باستانی پاریزی در کتاب خاتون هفت قلعه نیز با ذکر شواهد بسیار و اشباه و نظائر گوناگون و فراوان بر این نظریه پای می فشرد و می نویسد: همه این نقاط مقدّس و معبد ناهید بوده است و هم «هوخشتر» و هم «چیش پیش» و هم «کوروش کبیر» از جهت اعتقادی که به این الهه داشته اند، شاید به وصیت خود آنان، نعش آنها در این دو محل سپرده شده باشد. خصوصاً که می بینیم شاهان بعد از کوروش اصولاً برای خود قبرستان دیگری داشته اند و حساب قبر خود را از کوروش جدا کرده اند. به عبارت دیگر باید معبد دو کوروش را نیز مثل گوردختر، محل یک معبد ناهید دانست که دو پادشاه و حاکم مُقتدر از جهت تیمّن در آنجا به خاک سپرده شده اند. (خاتون هفت قلعه، صص 190 ـ 191) نویسنده در ادامه از اینکه این دو بنا به نام مادر، زن و دختر خوانده شده اند به عنوان تأییدی بر نظریه خود کمک می گیرند. 8ـ از مجموع آنچه گفته آمد، روشن شد که بنای تاریخی معروف به گور دختر بی تردید مربوط به دوران هخامنشی و اجداد و نیاکان شاهان هخامنشی می باشد. امّا دیگر مطالب و گفتارها بیشتر مُبتنی بر حدس و گمان بود، که برای اثبات قطعی آن باید در انتظار کشف شواهد بیشتر باستان شناسی نشست. به هر حال گور دختر چه نمادی از معبد آناهیتا و الهه اَناهید باشد و چه این گونه نباشد، یادگاری تاریخی از گذشته های دور این سرزمین است، یادگاری ارزشمند که بر همه ما واجب است در پاسداشت و حفظ آن بیش از پیش بکوشیم و این فرهنگ را به فرزندان خود نیز بیاموزیم و انتقال دهیم.


سجاد واعظي


منبع: سایت اتحاد جنوب

نوشته شده توسط کوروش بزرگ در 11:30 با موضوع: | لینک ثابت |