جمعه شانزدهم فروردین 1387
گفتار فردوسی درباره درفش کاویانی
چو آن پوست بر نیزه بردید کِی / به نیکی یکی اختر افکند پی
بیاراست آنرا به دیبای روم / زگوهر برو پیکر از زرّ بوم
بزد بر سر خویش چون گرد ماه / یکی فال فرخ پی افکند شاه
فروهشت ازو سرخ و زرد و بنفش / همی خواندش کاویانی درفش
از آن پس هرآنکس که بگرفت گاه / بشاهی بسر برنهادی کلاه
برآن بی بها چرم آهنگران / برآویختی نو بنو گوهران
زدیبای پرمایه و پرنیان / برآنگونه گشت اختر کاویان
که اندر شب تیره خورشید بود / جهان را ازو دل پرامید بود



